|
دوستان خوبم سلام دلم واستون خیلی تنگ شده بود
ببخشید که خیلی دیر اومدم آخه این روز ها درس هام
خیلی زیاد شده وبه همین خاطره که دیر اومدم
خلاصه این متنو واستون گذاشتم و امیدوارم استفاده کنید.
آيا شما واقعا ميدانيد كه از زندگي چه ميخواهيد؟
احتمالا در وهله اول ، جواب اين سؤال بديهي به نظر ميرسد،
ولي واقعيت اين است كه ما انسان ها خيلي كم روي آن فكر ميكنيم.
با خودتان روراست باشيد وببينيد كه واقعا توقع شما از دنيا و
زندگي كردن چيست و در پي چه چيزي هستيد. اين اصل اوليه و
بنيادين يك زندگي سعادتمند است .

اگر ندانيد به دنبال چه هستيد نميتوانيد در مسيري مشخص و
روشن حركت كنيد و مثل اين ميماند كه بدون آنكه بدانيد به كجا
ميخواهيد برويدپشت فرمان اتومبيل بنشينيد: در نهايت به هيچ
جاي مشخصي نخواهيد رسيد.
شما نميتوانيد از زندگي انتظار داشته باشيد كه به جاي شما تصميم
بگيرد كه فردا چه كار كنيد.زندگي منتظر دستورات شماست واگر
آنها را نداشته باشد، تصادفا شما را به جاها ومقصد هايي ميرساند
كه نميخواستيد.يك تست كوچك از خودتان بگيرد، يك كاغذ سفيد برداريد
و چيز هايي را كه واقعا در زندگي ميخواهيد روي آن بنويسيد وتا آنجا
كه ممكن است با خودتان روراست و صادق باشيد...
-اگر پس از 10 دقيقه، كاغذ هنوز سفيد مانده بود ويا قسمت خيلي كمي
از آن پر شده بود تعجب نكنيد، نگران هم نشويد . چون خالا متوجه مشكل
شده ايد. خوب، ميدانيد كه الآن بايد چه كار كنيد...
-اگر همه كاغذ و يا بيشتر آن را پر كرديد، اين امكان براي شما وجود دارد
كه انتظارات وتوقعات خودرا به وضوحمشخص كرده و آگاهي اشراف بيشتري
نسبت به آنها پيدا كنيد.آرزوهايتان را متناسب با ميزان اهميتشان طبقه بندي
كنيد وفقط آنهايي را كه از اعماق قلبتان سرچشمه ميگيرند نگه داريد.
سپس به آنها به چشم اهداف كاملا دست يافتني بنگريد وبراي رسيدن به آنها
برنامه ريزي كنيد. حتما ميتوانيد ، اگر بخواهيد... .
موفق باشیدو نظر یادتون نره... .
|